سفارش تبلیغ
کیف موبایل Angry Birds
یک کیف موبایل شیک و جذاب با برند معروف و با کیفیت Golla، دارای جای هندزفری و کارت اعتباری
دستبند بلوتوث ویبره
وقتی گوشی شما زنگ بخورد شماره تماس طرف مقابل روی دستبند نمایش یافته و دستبند می لرزد.
اسپیکر فلش‌خور
اسپیکر شارژی کوچک دارای ورودی usb برای پخش فلش مموری و فایل های microSD
دستبند بلوتوث ویبره
لذت عطسه کردن

پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

 
 

 

 
 

لذت عطسه کردن

 
       

 
 

            

 
 
  آرشیو مطالب

شهریور 89

مهر 89

آبان 89

آذر 89

دی 89

بهمن 89

اسفند 89

فروردین 90

اردیبهشت 90

خرداد 90

تیر 90...

مرداد 90

شهریور 90

مهر 90

 
  موضوعات

 ()

 ()

 ()

 ()

 ()

 
  لینک دوستان

 

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

polllly

چمنزاری از آسمان

نفسی هست هنوز...

جاده خاطره ها

بچه آدم

دنیای قاصدکی

Black & White

پینه های آبــــــــی دلم

niniheart

تنهایی

شمیم سبز

طوفانی از جنس مغول!

Alone

عطش شکن

یادداشت های یک طلبه...

خودمونی

دختر دیروز،مادر امروز

آبی آلبالوئی

یادداشت هایی بر آن ور پنجاه تومانی

سفر تنهایی اش مزه می دهد!!

نوشکسته

پزشک فردا

ماهی از دیس!

روزی روزگاری ،بادبادک!

نقطه سر خط

Angela

آفتابگردون

عشق بی انتها

خانه 52

دویست و چهل و پنج سال در اون حوالی

بهش میگن hely...

  درباره وبلاگ



 
درباره :هدی[79]
یا رفیق من لا رفیق له...
پروفایل مدیر : هدی

 
   امکانات جانبی
» تعداد بازدیدها:
» کاربر: Admin



بازدید امروز: 4
بازدید دیروز: 16
کل بازدیدها: 10623



  مطالب پیشین
وقتی یک اثر در ایران مشهور می شود...!
مش هدی
مودبانه اش می شود بدون صاحب
بدبختی ِ ظاهرا تمام نشدنی!
فکر...مجازی ِحقیقی!
م.ض.ط.ر منم!
صداشو در نیار!
فراموشنده
ما هنوز حتی در اندر خم یک کوچه هم نیستیم!
معنای بی معنی
[عناوین آرشیوشده]


  تبلیغات


تبلیغات




  وقتی یک اثر در ایران مشهور می شود...!
 

خب به هر حال شخصیت اول و آخر مونالیزا استراحت هم باید بکنه!


 


 






کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در جمعه 14/11/90

نظرات ()



  مش هدی
 

من


نه!میم را از نون جدا کنید!


م ن دلم مشهد می خواهد...!


دلم حرمش را می خواهد!


دلم آرامشش را می خواهد....


من دلم صحن جمهوری و کفشداری شماره 6 -یا شایدم 5- را می خواهد!


دلم گریه نمی خواهد...فقط آرامش...بدون گریه!


نشستن و خیره شدن به ضریح!


سال دیگه می آیم پیشت!اگر خدا بخواهد...میشود بخواهد؟


 


بعدا ن:نظر ها غیر فعاله!مشکل از قالب و اینها نیست که نظرا باز نمیشه!





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در دوشنبه 3/11/90

نظرات ()



  مودبانه اش می شود بدون صاحب
 

شاید روزی دور...


شاید هم نزدیک...!


قصد کنم که دلم را،یعنی درش را به روی کسی ببندم!


اگر تو بودی،بدان که دلم در برابر یک لبخند صادقانه دوامی نمیاورد! 4طاق باز می کند درش را...


 


 


بعضی متن ها شوخی بردار نیست!!!


 


 





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در چهارشنبه 28/10/90

نظرات ()



  بدبختی ِ ظاهرا تمام نشدنی!
 

وضع زندگی...!


خنده های دودی!


سرفه های دودی!


خورشید دودی!


پرتاقالای دودی!


همه چی دودی!


این وسط فقط ماهه که هر چی نیگاش می کنم هنوز دودی نشده!


 


با این هوای سرد!با این هوای کثیف!


چه وضعه زندگیه!!؟


...آخرش می میریم!!!!


 


پ ن:اگه یه حبه قندو ندیدی،به نفعته که نخونی!وگرنه یه فیلم محشر واست لوس می شه!!!


 


 


 


 


 


با یه حبه قند می تونی بمیری!


با یه حبه قند می تونی ارزش بعضی آدما که تو ظاهرشون داد نمی زنه رو ببینی که تو رفتارشون فریاد می زنه...


با یه حبه قند روحت می تونه بفهمه که چقد دوستت داشتن و دارن...


با یه حبه قند می تونی دو تا باجناقو از یه دعوای چندین ساله رها کنی...


با یه حبه قند می تونی یه نفـــــــــــــرو رو از خــــــــــــواب غفلت بیــــــــــــــدار کنی...!


با به حبه قند می تونی کیف کنی از سینما رفتنت!!!!


 


بعدا نوشت:ساعت 4 بعد از ظهر و تعداد بازدید:130 تا!!!!!!!!!!!!!  :O


یه اشتباهی این وسط شده گمونم!





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در جمعه 2/10/90

نظرات ()



  فکر...مجازی ِحقیقی!
 

سرش را محکم کوبید به دیوار...


تمام صداهای افکارش...همه آنهایی که آزادانه ترین بخش وجودش  بودند..همه شان آزاد شدند!


آبرو


کلمه ای که ریخت روی زمین و خرد شد!


کاش زندگی کنترل"Z" داشت!


 


+خودم می فهمم چی میگم؟؟


+باورم نمیشه!گریه برای یه شخصیت تلویزیونی بدون دیدن صحنه دلخراش یا اندوهناکی!!فقط با شنیدنش..


                         برای ریکی!!




 


 





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در پنج شنبه 3/9/90

نظرات ()



  م.ض.ط.ر منم!
 

امروز تازه فهمیدم مضطر یعنی چه!


نمی دانم چرا به معنیش حتی فکر هم نکرده بودم!!


حالا دیگر "امّن یُجیبُ المضطَرَّ اذا دعاه و یَکشِفُ السّوء" گفتن هایم فرق می کند...حالا دیگر فقط با پیش زمینه خدا شفایش بده نمی گویم این آیه بزرگ معنی را...


حالا دیگر تمام و عمق وجودم درک خواهد کرد مضظر بودنم را و اجابت کنندگی ات را...!


                                                        


 


 


                                         امّن یُجیبُ المضطَرَّ اذا دعاه و یَکشِفُ السّوء


 


پ.ن:تعداد پست ها رو :)


سال تولدم!!





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در شنبه 14/8/90

نظرات ()



  صداشو در نیار!
 

یه سال نقشه می کشی واسه تولدش!


آخرم برمی گرده میگه من کادو نمی خوام!


خیلی خب!روز تولدته!این یه روز هم تو دموکرات باش!


ولی روز بعد از تولدت دیگه کار ندارم که چی دوس داری چی دوس نداری!خب؟؟؟


 


پ.ن:من حتی ترسیدم تولدت رو تبریک بگم!


خودمم فک نمی کردم اینقدر به حرفت اهمیت بدم...رفیق خیلی خوب من!





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در جمعه 13/8/90

نظرات ()



  فراموشنده
 

دیشب یک چیزی پیدا شد!


یکهو پیدا شدها! من دنبالش نگشتم!حتی بهش فکر هم نکردم!


                  یکهو دوید وسط و برایم دست تکان داد  ...


همان موقع که داشتم می دویدم!


       همان موقع که تاریک بود


                همان موقع که باران بود،


                              من بودم،


                                    بچگی هایم بود،


                                            خُلیت هایم بود،فضولی هایم،حتی دوست هایم!


وقتی آنها بودند من از این چیز ها پیدا نمی کردم!نمی دانم شاید چون خجالت می کشند بیایند جلو وقتی دوست هایم هستند!!ولی دیشب آمد!


شاید ترسش ریخته!شاید حواسش نبوده!شاید هم جوگیر شده!درست مثل دیشب من!!


دیشب که پیدایش کردم،داغ بودم،جو گیر بودم!


حواسم نبود بر دارمش! حواسم نبود مثل همیشه که چیزی را پیدا می کنم سخت مواظبش باشم،هی نگاه کنم ببینم هست یا نه،دستش را بگیرم!بنشینم کنارش و بگویم" ببین!جایی نرو!کسی بیشتر از من دوستت ندارد ها!"...


یادم رفت مواظبش باشم!!


اون هم رفت...نفهمید من از پیدا کردنش جوری بهت زده شدم که یادم رفت بهش یادآوری کنم و بگویم "ببین!جایی نری ها!کسی تو را بیشتر از من دوست ندارد..."حتی به دروغ!


الان اگر ازم بپرسی شاید حتی یادم نباشد چیزی که پیدا کردم خوب بود یا بد....!:/


 


بعدا ن:بو بکش...باران است!باران...بو بکش!زندگی کن...


 


 





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در پنج شنبه 5/8/90

نظرات ()



  ما هنوز حتی در اندر خم یک کوچه هم نیستیم!
 

حتی اگر بخواهیم هم نمی توانیم آدم شویم!هان؟


این عقیده تو بود!نه؟؟


ببینم!آخر فهمیدی که اصلا معنی خواستن را نفهمیدی؟نفهمیدیم...


 


پ.ن:دقت کردی اگر همین طور به حذف کلمات عربی ادامه بدهند،چه زبان لخت و زشتی پیدا میشه؟؟





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در شنبه 30/7/90

نظرات ()



  معنای بی معنی
 

می دیدیم که پشت کامیون ها نوشته :‏


"منمشتعلعشقعلیمچهکنم"


مسابقه می گذاشتیم برای خواندنش و فسفر می سوزاندیم.


ذوق می کردیم که کشف کردیم و توانستیم بخوانیم،


ولی نه می فهمیدیم "من"یعنی کی ،نه "مشتعل"یعنی چی،نه"چه کنم"یعنی چی،


فقط "علی"اش برای مان آشنا بود.


حالا چه زود بلدیم بخوانیمش،چه خوب می فهمیم "من" را ، "مشتعل"بودن را
،"چه کنم"را ،


فقط "علی"را نمی دانیم یعنی کی...‏


از عطش شکن





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در چهارشنبه 27/7/90

نظرات ()



<< مطالب جدیدتر ........................ مطالب قدیمی‌تر >>


 
 

 

 

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by sevenseas This Themplate  By Theme-Designer.Com