سفارش تبلیغ
موسسه تبیان
لذت عطسه کردن

پی سی هاستینگ

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

ابزار وبلاگ نویسی

مرجع راهنمای وبلاگ نویسان

سفارش طراحی اختصاصی قالب وبلاگ

تم دیزاینر

تصویر ثابت

 
 

 

 
 

لذت عطسه کردن

 
       

 
 

            

 
 
  آرشیو مطالب

شهریور 89

مهر 89

آبان 89

آذر 89

دی 89

بهمن 89

اسفند 89

فروردین 90

اردیبهشت 90

خرداد 90

تیر 90...

مرداد 90

شهریور 90

مهر 90

 
  موضوعات

 ()

 ()

 ()

 ()

 ()

 
  لینک دوستان

 

حرفه ای ترین قالب های وبلاگ

دنیای قاصدکی

بچه آدم

جاده خاطره ها

polllly

چمنزاری از آسمان

نوشکسته

پزشک فردا

یادداشت هایی بر آن ور پنجاه تومانی

سفر تنهایی اش مزه می دهد!!

طوفانی از جنس مغول!

عطش شکن

یادداشت های یک طلبه...

شمیم سبز

Alone

پینه های آبــــــــی دلم

نفسی هست هنوز...

آبی آلبالوئی

Black & White

خودمونی

روزی روزگاری ،بادبادک!

دختر دیروز،مادر امروز

خانه 52

دویست و چهل و پنج سال در اون حوالی

بهش میگن hely...

  درباره وبلاگ



 
درباره :هدی[82]
پروفایل مدیر : هدی

 
   امکانات جانبی
» تعداد بازدیدها:
» کاربر: Admin



بازدید امروز: 18
بازدید دیروز: 15
کل بازدیدها: 12349



  مطالب پیشین
.82.
حقارت ِ 90
و هم عند ربهم...
وقتی یک اثر در ایران مشهور می شود...!
مش هدی
مودبانه اش می شود بدون صاحب
بدبختی ِ ظاهرا تمام نشدنی!
فکر...مجازی ِحقیقی!
م.ض.ط.ر منم!
صداشو در نیار!
فراموشنده
[عناوین آرشیوشده]


  تبلیغات


تبلیغات




  سین
 

سرت را می کوبی به دیوار...


هیچ خونی سرازیر نمی شود...جراتش را نداری آنقدر محکم بکوبی که خون سرازیر شود...


دستهایت را محکم فشار می دهی روی صورتت...فشار می دهی و با تمام دست صورتت را می پوشانی...


حرص می خوری....


گریه می کنی...


ناله می کنی...


نمی دانی چگونه ناراحتیت را نشانش دهی...بس که خنگ است و نمی فهمد!


 


اصلا نفهمد...اصلا نداند از دستش دلخوری...وقتی اینقدر فهم و شعور ندارد که چیز به این سادگی را بفهمد،همان بهتر که تو هم بهش نفهمانی!


حرص نخور...


دستانت را روی صورتت نفشار...


آرام باش!سرت را به دیوار نکوب!


آرام بـــــــــــاش ...به دروغ به خودت بگو :


                                              "مهــــــــــم نیست......اصلا مهم نیست!!"


 


پ.ن1:از عینکم خسته شدم!می خوام یه مدت بذارمش کنار!یه مدت برام مهم نباشه که چشمای کی منو نیگا می کنه کی نمی کنه!برام مهم نباشه چرا همه برام محو می شن!برام مهم نباشه که هیچ چیز شفاف نیست!برام مهم نباشه که 3 شماره ضعیف تر از بقیه دارم دنیا رو نگاه می کنم...!


پ.ن2:چرا وقتایی که اس ام است باید برسه به یکی نمی رسه،وقتی دعا می کنه نرسه بلافاصله میرسه؟؟!؟


پ.ن3:شب تولدم بارون اومد!فکرشم نمی کردم 29 تیر،توی این گرما بارون بباره!و من برای اولین بار با صدای نه چندان بلند رعد و برق ساعت 3 نصفه شب بیدار شدم!و ته دلم از اینکه شاید خدا فقط برای دل من که یه ماه پیش ازش خواسته بودم شب تولدم بارون بباره،بارون فرستاده،قنج رفت!!قنـــــــــــــــــج...!


پ.ن4:تابستون امسال چه تابستونی بود،همه تا می تونستن رفتن کربلا و مکه! ما هم طبق معمول رفتیم قم فقط!:دی


 





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در جمعه 31/4/90

نظرات ()



  شیرین شیرین!
 

درست 17 سال پیش،همچین روزی بود،دقیق تر بگویم 17 سال و 4 ساعت پیش!در چهارشنبه روزی بود اتفاقا هم!


به زور به این دنیا آوردندم!


می گویند نمی خواستم بیایم ظاهرا!از موعد آمدنم هم گذشته بوده...


اما آمدم...تصمیم نهایی آمدن شدن،نتوانستم از بعضی چیزها بگذرم و نیایم...نتوانستم!


 


پ.ن:گاهی اوقات روزهای تولد به تلخی می زند!فقط سفت باید چسبید به شیرینی هایش تا یک وقت...!


پ.ن:تشکرات از همه و همه برای لطفشون!


پ.ن:""بهترین جا برای مسکن گزیدن ذهن دیگران است"" -نمی دونم از کیه!!_ چقدر دوست دارم بهترین مسکن ها را...!


پ.ن:این هم از 17،تمام شد______________


بعدا نوشت:اشتباها نوشته بودم 18 سال پیش....طی یک جریان پیچیده فهمیدم کلا در اموری تولد و اعداد مشکلاتی دارم!!





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در چهارشنبه 29/4/90

نظرات ()



  میلادت خجسته
 

اللهم عجل لولیک الفرج...


 


پ.ن1: آنقدر درگیر زندگی هستیم که این روزها خجالت می کشیم حرف از ظهور بزنیم...


پ.ن2: هفته شلوغی است این هفته میلاد...


پ.ن3:...





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در شنبه 25/4/90

نظرات ()



  close
 

 


تعطیلش کردم رفت!


پ.ن: تا اطلاع ثانوی!


علایم شناخته شده ی مقصر:


          افسردگی، شدید!


          خشکیدگی مغز، شدید!


          بی حوصلگی، شدید!


          بی ایدگی، شدید!


شدید ِ شدید ِ شدید...


همه عیدامون خجسته...ایشالله نیمه شعبان میام،نیومده بودم...شدیدا مبارک و خجسته! 


 


بعدا نوشت:اشتباه نکنین!من هیچ وقت این وبو نمی بندم!منظور از تعطیلی آپ نشدن واسه یه مدته،شاید کوتاه،شاید طولانی... 


 





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در پنج شنبه 16/4/90

نظرات ()



  در هم بر هم
 

نه آسمان


نه چشم ها


نه دل


هیچ کدام بارانی نیست


این روزها غریبانه غریب است


 


 


دلم می خواهد بروم این جزیره ای که بابا می گوید...اسمش حمورابی بود گمانم!


بابا می گوید یک جزیره کوچک است وسط دریای جنوب(نمی دانم خلیج فارس یا دریای عمان) که هیچ جوره مجهز نیست...


می گوید جوانها می روند آنجا یه هفته آنجا برای خودشان دور از همه دل مشغولی های این دنیا....بی هیچ امکاناتی،در شب های تنهایی...


می دانم که سخت است...می دانم!ولی این را هم می دانم ک یک روز باید این جزیره حمورابی را تجربه کنم...می دانم که خدا آنجا خیلی نزدیک است


می دانم که سخت است،می دانم...اما باید تجربه اش کنم...باید! زل زدن به آسمان و ماه و ستاره...وسط تنهایی شب...وااااااااااای!دیوانه ام می کند...کی می رسد آن روز؟؟!


 


 


 ببین،همیشه خراشی است روی صورت احساس.


همیشه چیزی،انگار هوشیاری خواب،


به نرمی قدم مرگ می رسد از پشت


و روی شانه نا دست می گذارد


و ما حرارت انگشت های روشن او را


به سان سم گوارایی


کنار حادثه سر می کشیم.


"و نیز"،یادت هست،


و روی ترعه آرام؟


در آن مجادله زنگ دار آب و زمین


که وقت از پس منشور دیده می شد


تکان قایق،ذهن تو را تکانی داد:


غبار عادت پیوسته در مسیر تماشاست.


همیشه با نفس تازه راه باید رفت


و فوت باید کرد


که پاک پاک شود صورت طلایی مرگ.


سهراب خدا بیامرز


اقرأ ...اقرأ محمد(ص) ...فقط اقرأ...امشب بند بند وجودم صدایت را می خواهد...اقرأ


بگذار ایمان بیاورم به این داستان همیشه فقط شنیده...اقرأ


می گویند یک ساعت فکر کردن بهتر است از هفتاد ساعت و سال عبادت...می خواهم امشب فکر کنم...به اقرأ...به اقرأ یا محمد(ص) ...امشب فقط فکر کنم!


بعثتت خجسته بادا محمد(ص)! بر من و دوستانم...مسلمانانت! تبریک گرم مرا به قائم آلت برسان...برسان!


 





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در چهارشنبه 8/4/90

نظرات ()



  آداب و رسوم دنیا
 

وقتی می خوای عزت نفس به خرج بدی،عجله نکن!


اول فکر کن ببین قرض و قوله ای،چیزی نداری...


 


پ.ن:قرض و قوله می تونه پولی باشه،می تونه محبتی باشه،می تونه بی معرفتی باشه،می تونه هر چیزی باشه...


پ.ن2:یا من اسمه دوا...وذکره شفاء...لطفا دعا برای عزیزی!


پ.ن3:اوووووووووووووووووووووووووووف!





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در دوشنبه 6/4/90

نظرات ()



  ذغال شدیم!
 

این هوای داغ مگر مجالی می دهد برای فکر کردن و نوشتن!؟؟!


هر چی به این مخ فشار می آورم،به جای اینکه الماس-یا حالا چیزی تقلبی که الماس بزند از دور- در بیاید،هی زرت و زورت برایمان گرافیت می دهد بیرون!


من هم دیگر فشار نمی آورم،گرافیت می خواهم چه کنم؟؟؟!


اصل.ن:هوا بس ناجوانمردانه داغ است...


بعدا ن:می دونم خیلی چرت و پرته!ولی من که گفتم هوا داغ بوده!تقصیر من نیست!





کلمات کلیدی :

نوشته شده توسط هدی در پنج شنبه 2/4/90

نظرات ()



<< مطالب جدیدتر ........................ مطالب قدیمی‌تر >>


 
 

 

 

Powered By persianblog.ir Copyright © 2009 by sevenseas This Themplate  By Theme-Designer.Com