می دیدیم که پشت کامیون ها نوشته :
"منمشتعلعشقعلیمچهکنم"
مسابقه می گذاشتیم برای خواندنش و فسفر می سوزاندیم.
ذوق می کردیم که کشف کردیم و توانستیم بخوانیم،
ولی نه می فهمیدیم "من"یعنی کی ،نه "مشتعل"یعنی چی،نه"چه کنم"یعنی چی،
فقط "علی"اش برای مان آشنا بود.
حالا چه زود بلدیم بخوانیمش،چه خوب می فهمیم "من" را ، "مشتعل"بودن را
،"چه کنم"را ،
فقط "علی"را نمی دانیم یعنی کی...
از عطش شکن
کلمات کلیدی :