سرش را محکم کوبید به دیوار...
تمام صداهای افکارش...همه آنهایی که آزادانه ترین بخش وجودش بودند..همه شان آزاد شدند!
آبرو
کلمه ای که ریخت روی زمین و خرد شد!
کاش زندگی کنترل"Z" داشت!
+خودم می فهمم چی میگم؟؟
+باورم نمیشه!گریه برای یه شخصیت تلویزیونی بدون دیدن صحنه دلخراش یا اندوهناکی!!فقط با شنیدنش..
برای ریکی!!
کلمات کلیدی :